درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم انسانی
درس 6: اَلْمَعالِمُ الْخَلّبَةُ
﴿قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ﴾ اَلرّوم: 42
بگو در زمین بگردید و بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است.
اَلْمَعالِمُ الْخَلّابَةُ
آثار جذاب
إنَّ إیرانَ مِنَ الدُّوَلِ الْجَمیلَةِ فی الْعالَمِ وَ الْمَشهورَةِ بِالْکَثیرِ مِنَ الْمَناطِقِ الْخَلّابَةِ وَ الْمَعالِمِ التّاریخیَّةِ وَ الثَّقافیَّةِ؛ وَ فیها صِناعاتٌ یَدَویَّةٌ تَجذِبُ السّائِحینَ مِنْ کُلِّ الْعالَمِ.
ایران از کشورهای زیبای جهان و مشهور به بسیاری از مناطق جذّاب و آثار تاریخی و فرهنگی است و در آن صنایع دستی وجود دارد که گردشگران را از همۀ جهان جذب میکند.
شَهِدَتْ إیرانُ فِی السَّنَواتِ الْأَخیرَةِ نُمُوّاً مَلحوظاً فِی السّیاحَةِ، فَهیَ تَستَطیعُ أَنْ تَحصُلَ مِنَ السّیاحَةِ عَلَی ثَروَةٍ عَظیمَةٍ بَعدَ النِّفطِ. یَرَی بَعْضُ السّائِحینَ إیرانَ بَلَداً مُمتازاً لِقَضاءِ الْعُطُلاتِ.
ایران در سالهای اخیر رشد قابل ملاحظهای را در گردشگری شاهد بوده است. ایران میتواند از گردشگری ثروت عظیمی را پس از نفت به دست بیاورد. برخی گردشگران، ایران را سرزمینی عالی برای گذراندن تعطیلات میبینند.
قامَتْ مُنَظَّمَةُ الْیونِسکو بِتَسجیلِ مُدُنٍ وَ مَناطِقَ ثَقافیَّةٍ وَ تاریخیَّةٍ إیرانیَّةٍ فی قائِمَةِ التُّراثِ الْعالَمیِّ؛ لِأَنَّها تَجذِبُ کَثیراً مِنَ السّائِحینَ إلَیها.
سازمان یونسکو به ثبت شهرها و مناطق فرهنگی و تاریخی ایران در لیست میراث جهانی اقدام کرده است؛ زیرا ایران بسیاری از گردشگران را به سوی خود جذب میکند.
مِنَ الْآثارِ وَ الْمَعالِمِ التّاریخیَّةِ فی إیران:
از آثار و نشانههای تاریخی ایران:
مَرقَدُ الْإمامِ الرِّضا (ع) وَ مَرقَدُ الْفِردَوسیِّ فی مشهد، وَ مَرقَدُ السَّیِّدَةِ مَعصومَةَ (س) بِمَدینَةِ قُم و آثارُ برسبولیس وَ مَقَبَرَتا حافِظٍ وَ سَعدیٍّ فی مُحافَظَةِ فارِس، وَ «طاق بُستان» و «کَتیبة بیستون» فی مُحافَظَةِ کِرمانشاه وَ قَلعَةُ «فَلَکِ الْأَفلاک» فی خُرَّم آباد، وَ قَلعَةُ الْوالی وَ غاباتُ الْبَلّوطِ فی إیلام وَ «حَمّام کَنجعَلی خان» فی مُحافَظَةِ کِرمان الْمَشهورةِ بِإنتاجِ الْفُستُقِ وَ السَّجّادِ،
مرقد امام رضا (ع) و مرقد فردوسی در مشهد و مرقد بانو معصومه (س) در شهر قم، آثار پرسپولیس و دو آرامگاه حافظ و سعدی در استان فارس و کَتیبۀ بیستون و طاق بستان و کتیبۀ بیستون در استان کرمانشاه و مرقد امام رضا (ع) و فردوسی در مشهد و مرقد بانو معصومه (س) در شهر قم و قلعۀ فلک الافلاک در خرّم آباد و قلعۀ والی و جنگلهای بلوط در ایلام و حمّام گنجعلی خان در استان کرمان مشهور به تولید پسته و قالی
و شَلّالاتُ شوشتر وَ مَقبَرَةُ النَّبیِّ دانیال (ع) فی خوزِستان، وَ مَرقَدُ ابْنِ سینا الْعالِمِ الْمَشهورِ فِی الْعالَمِ، وَ کَهفُ عَلی صَدر وَ هوَ مِنْ أَطوَلِ الکُْهوفِ المْائیةَِّ فی العْالَمِ فی همدان، وَ العِْماراتُ الْأَثَریَّةُ فی إصفهان وَ قَدْ سَجَّلَتْها مُنَظَّمَةُ الْیونِسکو الدُّوَلیَّةُ فی قائِمَةِ التُّراثِ الْعالَمیِّ، أمَّا الْمُحافَظاتُ الشَّمالیَّةُ الثَّلاثُ عَلَی شاطِئِ بَحرِ قزوین (Caspian) فَهیَ رائعَِةٌ بِمَناظِرِهَا الْجَمیلَةِ، وَ کَأَنَّها قِطعَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ فَهیَ مُناسِبَةٌ لِلْبِطاقاتِ الْبَریدیَّةِ.
و آبشارهای شوشتر و آرامگاه دانیال پیامبر (ع) در خوزستان و مرقد ابن سینا دانشمند نامدار در جهان و غار علی صدر از بزرگترین غارهای آبی جهان در همدان و ساختمانهای تاریخی در اصفهان که سازمان جهانی یونسکو آن را در لیست میراث جهانی ثبت کرده است. امّا استانهای شمالی سه گانه بر ساحل دریای مازندران به خاطر چشم اندازهای زیبایشان جالباند. آنها مناسب برای کارت پستالها و گویی تکّهای از بهشتاند.
لابُدَّ مِن تَألیفِ کِتابٍ عَظیمٍ لِإحصاءِ مَناطِقِ الْجَذبِ السّیاحیِّ فی إیران، نَذکُرُ قِسماً آخَرَ مِنها:
برای برشمردن مناطق دارای جاذبۀ گردشگری در ایران ناگزیر به نوشتن کتابی بزرگ هستیم، بخش دیگری از آنها را ذکر میکنیم:
یَزد وَ حَلَویّاتُها وَ مَناطِقُهَا الصَّحراویَّةُ، و تَبریز وَ سوقُهَا الْمَشهورَةُ بِأَنَّها أَکبَرُ سوقٍ مُسَقَّفَةٍ فِی الْعالَمِ.
یزد و شیرینیجات و مناطق صحراییاش، تبریز و بازار مشهورش که بزرگ ترین بازار سقف دار جهان است.
وَ بُحَیرَةُ زَریبار فی مَریوان، وَ قُبَّةُ سُلطانیَّة فی زَنجان، وَ مُتحَفُ التُّراثِ الرّیفیِّ قُرْبَ رشَت، وَ آلافُ الْمَناطِقِ الْأُخرَی. فَتَنَوُّعُ مَعالِمِ إیران وَ اسْتِقرارُ الْوَضعِ الْأَمنیِّ فیها یُشَجِّعُ السّائِحینَ إلَی السَّفَرِ إلَیها لِرُؤیَةِ جَمالِ آثارِها وَ طَبیعَتِهَا الْخَلّابَةِ.
دریاچۀ زریبار در مریوان، گنبد سلطانیّه در زنجان، موزۀ روستایی نزدیک رشت و هزاران منطقۀ دیگر. تنوّع آثار ایران و استقرار وضعیّت ایمن، گردشگران را به سفر به ایران برای دیدن زیبایی آثار و طبیعت جذّابش تشویق میکند.
واژهنامه
| أثَرَیّ: تاریخی | خَلّاب: جذّاب «مَعالِمُ إیرانَ الْخَلّابَةُ: آثار جذّابِ ایران» | قَضاءُ الْعُطُلاتِ: گذراندن تعطیلات |
| اِحتِواء: دربرگرفتن | سَجّاد: فرش | کَهف: غار «جمع: کُهوف» |
| إحصاء: شمارش | سیاحَة: جهانگردی، گردشگری | لابُدَّ مِن: ناگزیر |
| أَطوَل: بلندترین | شاطِئ: ساحل «جمع: شَواطِئ» | مَعالِم: آثار |
| بُحَیرَة: دریاچه | صَحراویَّة: کویری | مَلحوظ: قابل ملاحظه |
| بَرید: پست «بِطاقَة بَریدیَّة: کارت پستال» | رائِع: جالب | مَناطِقُ الْجَذبِ السّیاحیِّ: مناطق دارای جاذبۀ جهانگردی |
| تُراث: میراث | ریفیّ: روستایی | نِفْط: نفت |
| تَسجیل: ثبت کردن | عُطْلَة: تعطیلی | وَقَعَ: واقع شد، اتّفاق افتاد، افتاد (مضارع: یَقَعُ) |
| ثَقافیَّة: فرهنگی | عِمارَة: ساختمان | یَدَویَّة: دستی |
| جَذَبَ: جذب کرد | فُستُق: پسته | |
| حَصَلَ عَلَی: به دست آورد | قائِمَة: لیست | |
| حَلَویّات: شیرینیجات | قُبَّة: گنبد |
اِبحَثْ فی نَصِّ الدَّرسِ عَن جَوابٍ قَصیرٍ لِهٰذِهِ الْأَسئِلَةِ.
1- مَا اسْمُ الْکَهفِ الَّذی هوَ مِنْ أَطوَلِ الْکُهوفِ الْمائیَّةِ فی الْعالَمِ؟ کَهف علی صدر
اسم غاری که از طولانیترین غارهای آبی جهان است؟
2- مِمَّ تَستَطیعُ إیرانُ أَن تَحصُلَ عَلَی ثَروَةٍ بَعدَ النِّفطِ؟ من السّیاحَة
ایران بعد از نفت از چه چیزی میتواند ثروتی به دست آورد؟
3- اُذکُرْ عِمارَةً مِنَ الْعِماراتِ الْأَثَریَّةِ فی مَدینَةِ إصفهان. ساحة نقش جهان
بنایی از بناهای تاریخی اصفهان را بنام ببر.
4- أَیُّ صِناعَةٍ إیرانیَّةٍ تَجذِبُ السّائِحینَ مِن کُلِّ الْعالَمِ؟ الصناعات الیدویَّة
کدام صنعت ایرانی گردشگران را از هر جای جهان جذب میکند؟
5- أَینَ تَقَعُ قَلعَةُ الْوالی؟ فی إیلام
قلعۀ والی در کجا قرار دارد؟
اِخْتَبِرْ نَفْسَک
عَیِّنْ إِعرابَ الْأَسماءِ الْمُلَوَّنَةِ الْمرفوعَةِ وَ الْمَنصوبَةِ وَ الْمَجرورَةِ.
1- قَرَأَ الطّالِبُ الْمُجِدُّ قَصیدَةً رائِعَةً.
الطّالِبُ: مرفوع
قَصیدَة: منصوب
2- لا تَکتُبْ شَیئاً عَلَی الْآثارِ التّاریخیَّة.
التّاریخیَّةِ: مجرور
3- رَسَمَ الأولادُ صورةً جمیلةً عَلَی رَمْلِ السّاحِلِ.
الأولادُ: مرفوع
جمیلةً: منصوب
السّاحِلِ: مجرور
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ
أَعرِبِ الْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَةَ.
1- مُدیرُ الْمَدرَسَةِ واقفٌِ أَمامَ الِاصْطِفافِ الصَّباحیِّ.
مُدیرُ: مبتدا و مرفوع به ضمه
واقفٌِ: خبر و مرفوع به تنوین رفع
2- الَلَّونُ الْبَنَفسَجیُّ لِغُرفَةِ النَّومِ مُهَدِّئُ الْأَعصابِ.
الَلَّونُ: مبتدا و مرفوع به ضمه
مُهَدِّئُ: خبر و مرفوع به ضمه
3- لا یُصَدِّقُ الْعاقِلُ قَولَ الَّذی یَکذِبُ کَثیراً.
الْعاقِلُ: فاعل و مرفوع به ضمه
قَولَ: مفعول و منصوب به فتحه
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ
عَیِّنِ الصِّفَةَ وَ الْمُضافَ إلَیهِ، ثُمَّ اذْکُرْ إعرابَهُما.
1- رِضَا اللهِ فی رِضَا الْوالِدَینِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
رضایت خداوند در رضایت پدر و مادر است.
الله: مضاف الیه و مجرور به کسره
الْوالِدَینِ: مضاف الیه و مجرور به «یـ»
2- سُکوتُ اللِّسانِ سَلامةُ الْإنسانِ. أمیرُ الْمؤمنین علیٌّ (ع)
سکوت زبان سلامت انسان است.
اللِّسانِ: مضاف الیه و مجرور به کسره
الْإنسانِ: مضاف الیه و مجرور به کسره
3- یَکذِبُ الْإنسانُ الضَّعیفُ وَ یَصدُقُ الْإنسانُ الْقَویُّ.
انسان ضعیف دروغ میگوید و انسان قوی راست میگوید.
الضَّعیفُ: صفت و مرفوع به ضمه
الْقَویُّ: صفت و مرفوع به ضمه
4- اَلطُّلّابُ المُْؤَدَّبونَ مُحتَرَمونَ عِندَ الْمُعَلِّمینَ.
دانشآموزان مؤدب نزد معلمان محترم هستند.
المُْؤَدَّبونَ: صفت و مرفوع به «واو»
الْمُعَلِّمینَ: مضاف الیه و مجرور به «یـ»
5- اَلشَّعبُ الْعالِمُ شَعبٌ ناجِحٌ.
ملت دانا ملتی موفق هستند.
الْعالِمُ: صفت و مرفوع به ضمه
ناجِحٌ: صفت و مرفوع به تنوین رفع «ـَ»
حِوارٌ: فِی الصَّیدَلیَّةِ
در گروههای دو نفره شبیه گفتو گوی زیر را در کلاس اجرا کنید.
| در داروخانه | |
| اَلحاجُّ حاجی |
اَلصَّیدَلیُّ داروخانهدار (دارو فروش) |
| عَفواً، ما عِندی وَصفَةٌ وَ أُریدُ هٰذِهِ الْأَدویَةَ الْمَکتوبَةَ عَلَی الْوَرَقَةِ. ببخشید، نسخه ندارم، و این داروهای نوشته شده در برگه را میخواهم. |
أَعطِنی الْوَرَقَةَ: مِحرارٌ، حُبوبٌ مُسَکِّنَةٌ لِلصُّداعِ، حُبوبٌ مُهَدِّئَةٌ، کَبسول أمبیسیلین، قُطنٌ طِبّیٌّ، مَرهَمٌ لِحَسّاسیَّةِ الْجِلدِ ... لا بَأسَ، لٰکِنْ لا أُعطیکَ أمبیسیلین. برگه را به من بده: دماسنج، باند، قرصهای مسکن برای سردرد، قرصهای آرامبخش، کپسول آمپیسلین، پنبۀ بهداشتی، پماد برای حساسیت پوست... اشکالی ندارد، اما به تو آمپیسیلین نمیدهم. |
| لِماذا، أَما عِندَکُم؟ چرا، آیا ندارید؟ |
لا؛ عِندَنا، وَلٰکِنْ بَیعُها بِدونِ وَصفَةٍ غَیرُ مَسموحٍ. نه، داریم، اما فروش آن بدون نسخه ممنوع است |
| شُکراً جَزیلاً، یا حَضرَةَ الصَّیدَلیِّ. خیلی متشکرم جناب داروفروش |
لِمَنْ تَشتَری هٰذِهِ الْأَدویَةَ؟ برای چه کسی این داروها را میخری |
| أَشتَریها لِزُمَلائی فی الْقافِلَةِ. آنها را برای دوستانم در کاروان میخرم. |
اَلشِّفاءُ مِنَ اللّهِ خدا شفا دهد. |
التَّمارین
اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 80 کتاب درسی)
أَیُّ کَلِمَةٍ مِنْ کَلِماتِ الدَّرسِ، تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَةَ؟
1- آلَةٌ لِلِاطِّلاعِ عَلَی دَرَجَةِ حَرارَةِ الْجِسمِ وَ الْجَوِّ. (المِحرار: دماسنج)
وسیلهای برای اطلاع از درجه حرارت بدن و هوا.
2- یَومُ الِاسْتِراحَةِ لِلْمُوَظَّفینَ وَ الْعُمّالِ وَ الطُّلّابِ. (عُطلَة: تعطیلی)
روز استراحت کارمندان و کارگران و دانشاموزان.
3- مِنطَقَةٌ بَرّیَّةٌ بِجِوارِ الْبِحارِ وَ الْمُحیطاتِ. (شاطِی: ساحل)
منطقۀ خشکی در کنار دریاها و اقیانوسها
4- إدارَةٌ لِتَسلیمِ الرَّسائِلِ وَ اسْتِلامِها. (بَرید: اداره پست)
اداره ارسال و دریافت نامهها.
5- نَباتٌ یُعطی ثَمَراً أَبیَضَ اللَّونِ. (قُطن: پنبه)
گیاهی که میوۀ سفید رنگ میدهد.
6- مَکانٌ لِبَیعِ الْأَدویَةِ. (صَیدَلیّة: داروخانه)
محلی برای فروش داروها
اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 80 کتاب درسی)
ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً مِنَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ. «کَلِمَتانِ زائِدَتانِ»
تُراثٌ / قُبَّةِ / جِلْدیٌّ / رائِعَةً / السّیاحیِّ / الرّیفِ / الْحَلَویّاتُ
1- کانَ لِصَدیقی مَرَضٌ جِلْدیٌّ فَذَهَبَ إلَی الْمُستَشفَی.
دوستم بیماری پوستی داشت، پس به بیمارستان رفت.
2- قَرَأتُ قَصیدَةً رائِعَةً لِأَمیرِ الشُّعَراءِ أَحمَد شَوقیّ.
قصیدۀ جالبی از امیر شاعران، احمد شوقی خواندم.
3- جَلَسْنا تَحتَ قُبَّةِ شاه شِراغ (ع) فی مَدینَةِ شیراز.
زیر گنبد شاه چراغ در شهر شیراز نشستم.
4- إنَّ کُردِستان مِنْ مَناطِقِ الْجَذبِ السّیاحیِّ فی إیران.
کردستان از مناطق دارای جاذبۀ جهانگردی در ایران است.
5- اَلْعَیشُ فِی الرّیفِ جَمیلٌ جِدّاً.
زندگی در روستا بسیار زیبا است.
اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً.
1- رَأَینا ........ مِن أَمِریکَا الْوُسطَی فِی الْمُتحَفِ. سائِحانِ / سائِحَینِ
دو گردشگر آمریکای مرکزی را در موزه دیدم.
2- ساعَدَتِ ........ الْمَرأَةَ الَّتی تَصادَمَتْ بِالسَّیّارَةِ. الْمُمَرِّضَتانِ / الْمُمَرِّضَتَینِ
دو پرستار به خانمی که با ماشین تصادف کرده بود کمک کردند.
3- حُزْنُ ........ فی قُلوبِهِم لا فی وُجوهِهِم. الْمُؤمِنونَ / الْمُؤمِنینَ
اندوه مؤمنان در قلبهایشان است نه در چهرههایشان.
4- ........ وَقَفا فی بِدایَةِ السّاحَةِ الْأُولَی. اَلشُّرطیَّینِ / اَلشُّرطیّانِ
دو پلیس در ابتدای میدان اول ایستادهاند.
5- ........ حاضِرونَ فی مِهرَجانِ الْمَدرَسَةِ. اَلْمُعَلِّمونَ / اَلْمُعَلِّمینَ
معلمها در جشنواره مدرسه حاضر هستند.
6- نَزَلَ ........ مِن طائِراتِهِمُ الْحَربیَّةِ. الطَّیّارونَ / الطَّیّارینَ
خلبانان از هواپیماییژ جنگیشان پایین آمدند.
اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
عَیِّنِ الْکَلِمَةَ الْمُعرَبَةَ مِنْ ناحیةِ الْقَواعِدِ.
1- سَعیدٌ / أَنَا / هوَ / کُمْ
اسم / من (ضمیر) / او (ضمیر) / تان (ضمیر)
2- هٰذا / هٰؤلاءِ / اَللّهُ / ذٰلِکَ
این (اسم اشاره) / این (اسم اشاره) / خدا / آن (اسم اشاره)
3- هیَ / أنتِ / نَحنُ / صَحیفَةً
او (ضمیر منفصل) / تو (ضمیر منفصل) / ما (ضمیر منفصل) / روزنامه (اسم)
4- بَرید / أُولٰئِکَ / تِلْکَ / هٰذِهِ
نامه (اسم) / آنها (اسم اشاره) / آن (اسم اشاره) / این (اسم اشاره)
5- هَلْ / فُسْتُق / أَینَ / مَتَی
آیا (حرف استفهام) / پسته (اسم) / این (اسم استفهام) / کی (اسم استفهام)
التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 82 کتاب درسی)
أَعْرِبِ الْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَةَ.
1- ﴿هَلْ جَزاءُ الْإحْسانِ إلَّا الْإِحْسانُ﴾ اَلرَّحمٰن: 60
آیا پاداش نیکی جز نیکی است.
الْإحْسانِ: مضافالیه و مجرور به کسره
2- خَیرُ النّاسِ مَنْ نَفَعَ النّاسَ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند.
النّاسِ: مضافالیه و مجرور به کسره
النّاسَ: مفعول و منصوب به فتحه
3- جَمالُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ وَ ثَمَرَتُهُ الْعَمَلُ بِهِ. أمیرُ الْمؤمنین علیٌّ (ع)
زیبایی علم نشر آن و میوهاش عمل به آن است.
نَشْرُ: خبر و مرفوع به ضمه
ثَمَرَتُ: مبتدا و مرفوع به ضمه
4- اَلدَّهرُ یَومانِ؛ یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ. أمیرُ الْمؤمنین علیٌّ (ع)
روزگار ده روز است: روزی برای (به نفع) تو و روزی علیه (به ضرر) تو.
یَومانِ: خبر و مرفوع به الف
5- اِسْتَخْرَجَ الْفَلّاحونَ ماءً مِن بِئرِ الْقَریَةِ.
کشاورزان آبی را از چاه روستا استخراج کردند.
الْفَلّاحونَ: فاعل و مرفوع به واو
ماءً: مفعول و منصوب به تنوین نصب
6- اَلْعَقْلُ السَّلیمُ فی الْجِسْمِ السَّلیمِ.
عقل سالم در بدن سالم است.
السَّلیمُ: صفت و مرفوع به ضمه